02191093335
جستجو در مقاله‌ها

سفرنامه تور یکروزه شمال | جنگل لفور تا آبشار ترز

4 دقیقه 1404/12/05 مریم گنجی

راستش را بخواهید من اصلاً آدم تور نبودم. نه اهل برنامه‌های گروهی، نه اتوبوس‌های دسته‌جمعی، نه ساعت بیدارشدن‌های عجیب. اما آن شب، دوستانم آن‌قدر اصرار کردند که گفتم «باشد، یک بار امتحان می‌کنم». قرار شد برای تور یکروزه شمال | جنگل لفور تا آبشار ترز آماده شویم.

در این مطلب می‌خوانید

سفرنامه تور یکروزه شمال | جنگل لفور تا آبشار ترز

✍️ مریم گنجی

راستش را بخواهید من اصلاً آدم تور نبودم. نه اهل برنامه‌های گروهی، نه اتوبوس‌های دسته‌جمعی، نه ساعت بیدارشدن‌های عجیب. اما آن شب، دوستانم آن‌قدر اصرار کردند که گفتم «باشد، یک بار امتحان می‌کنم». قرار شد برای تور یکروزه شمال | جنگل لفور تا آبشار ترز آماده شویم.
ساعت حرکت؟ ۳:۳۰ صبح.
یعنی دقیقاً همان ساعتی که آدم هنوز در عمیق‌ترین خواب شبانه است.


حرکت ۳:۳۰ صبح | شروعی خواب‌آلود

وقتی رسیدم میدان آرژانتین، هنوز کاملاً بیدار نشده بودم. هوا خنک و خیابان‌ها خلوت بود. سوار اتوبوس شدم و اولین کاری که کردم؟ خوابیدم.
واقعاً خوابم برد. آن‌قدر که مسیر جاده فیروزکوه را تقریباً کامل در خواب گذراندم.

اتوبوس آرام در مسیر به سمت شیرگاه می‌رفت و من فقط گاهی چشم باز می‌کردم و دوباره می‌خوابیدم. راستش اگر صبحانه نبود، شاید تا خود لفور هم بیدار نمی‌شدم.


صبحانه و بیدار شدن واقعی

وقتی برای صبحانه توقف کردیم، تازه چشم‌هایم کامل باز شد.
چای داغ، صبحانه ساده اما به‌جا و هوای خنک جاده باعث شد تازه بفهمم در سفر هستم. انگار بدنم تازه فهمیده بود که قرار است یک روز متفاوت داشته باشد.

از آن لحظه به بعد، دیگر خواب از سرم پرید.


رسیدن به شیرگاه و سوار شدن به مینی‌بوس‌ها

به شیرگاه رسیدیم و از اتوبوس پیاده شدیم. قرار بود ادامه مسیر را با مینی‌بوس‌ها برویم. راستش را بخواهم، مینی‌بوس‌ها خیلی تعریفی نداشتند؛ نه خیلی راحت، نه خیلی لوکس. اما مسیر آن‌قدر زیبا بود که واقعاً فراموش می‌کردی روی چه صندلی نشسته‌ای.

جاده پیچ می‌خورد میان درختان، نور از لابه‌لای شاخه‌ها می‌آمد و کم‌کم وارد فضای جنگل لفور شدیم.


ارتفاعات لفور | دیدن سد از دور

ما را به نقطه‌ای بلند بردند؛ جایی که از دور سد لفور دیده می‌شد.
هوا خنک، منظره باز و جنگل تا جایی که چشم کار می‌کرد. همان‌جا توقف کردیم.

بچه‌ها آتش روشن کردند.
چای آتشی آماده شد.
لیوان چای داغ در دست، منظره جنگل روبه‌رو و سکوتی که فقط با خنده‌های گروه شکسته می‌شد…
همان لحظه فهمیدم چرا بعضی‌ها عاشق تور هستند.


شروع پیمایش و فضای مثبت گروه

بعد از چای آتشی، گروه کم‌کم آماده پیمایش شد. مسیر خیلی سخت نبود. بیشتر شبیه یک پیاده‌روی جنگلی بود تا کوهنوردی.
همه با هم راه افتادیم.
حرف زدیم، خندیدیم، عکس گرفتیم.

لیدرها واقعاً تلاش می‌کردند فضا خوب باشد.
نه خشک و رسمی، نه بی‌برنامه.
یک تعادل خوب بین نظم و شادی.


ناهار دورهمی در جنگل

ناهار را خودمان آورده بودیم.
یک‌جای مناسب نشستیم و سفره‌ها باز شد.
غذاهای ساده اما خوش‌طعم؛ وقتی در دل طبیعت می‌نشینی، همان ساندویچ ساده هم طعم دیگری دارد.

جو خیلی مثبت بود.
آدم‌ها با هم حرف می‌زدند، غذا تعارف می‌کردند، می‌خندیدند.
واقعاً حس یک جمع دوستانه داشت، نه یک تور رسمی.


استراحت کوتاه و بازگشت به پایین

بعد از ناهار، کمی استراحت کردیم.
هوای جنگل و صدای طبیعت آدم را آرام می‌کرد.
بعد دوباره سوار مینی‌بوس‌ها شدیم و به پایین برگشتیم.

فکر می‌کردم برنامه تمام شده، اما لیدر گفت:
«یک پیمایش یک‌ساعته داریم برای آبشار ترز.»


مسیر آبشار ترز | پیاده‌روی بدون سختی

به سمت آبشار ترز حرکت کردیم.
مسیر واقعاً زیبا بود.
نه سخت، نه خسته‌کننده.
یک پیاده‌روی سبک جنگلی که بیشتر شبیه گردش بود تا برنامه سنگین.

در طول مسیر کلی گفتیم و خندیدیم.
اصلاً متوجه نشدم چطور به آبشار رسیدیم.

صدای آب از دور می‌آمد و وقتی رسیدیم، آبشار مثل یک پرده سفید میان سبزی جنگل دیده می‌شد.
جای خوبی برای نفس‌کشیدن، عکس‌گرفتن و فقط بودن.


بازگشت به اتوبوس و مسیر تهران

بعد از آبشار، به سمت اتوبوس برگشتیم.
همه خسته بودند، اما خستگی شیرین.
از آن مدل خستگی‌هایی که باعث می‌شود لبخند بزنی.

تو مسیر برگشت، فضای اتوبوس خیلی جالب بود.
بعضی‌ها خوابیده بودند، بعضی‌ها حرف می‌زدند، بعضی‌ها موزیک گوش می‌دادند.
همه در یک حال خوب مشترک بودند.


نتیجه‌ای که خودم هم انتظارش را نداشتم

من که اصلاً اهل تور نبودم،
آخر سفر به این فکر می‌کردم:
«دوباره کی می‌تونم برم؟»

این تور برای من یک تجربه تازه بود.
نه فقط به‌خاطر جنگل و آبشار،
بلکه به‌خاطر آدم‌ها، فضا و حس جمعی.


جمع‌بندی

تور یکروزه شمال | جنگل لفور تا آبشار ترز
یک برنامه سبک، قابل‌اجرا برای همه سنین و پر از حال خوب بود.

  • حرکت سحرگاهی

  • مسیر زیبای فیروزکوه

  • صبحانه در مسیر

  • جنگل لفور و چشم‌انداز سد

  • چای آتشی

  • پیمایش سبک

  • ناهار دورهمی

  • آبشار ترز

  • بازگشت با حال خوب

شاید هنوز هم خودم را آدم تور ندانم،
اما حالا می‌دانم که بعضی سفرها ارزش امتحان‌کردن دارند.

و این یکی از همان‌ها بود.

مقالات پربازدید

دیدگاه کاربران

مشاوره رایگان